حمد الله مستوفى قزوينى
184
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
بُدى از اميّه دلش پر ز كين * كز او بود بَدديده در كارِ دين كه در مكّه بودند همسايگان * اميّه بر او كرده بىمر زيان 3890 چنين گفت با عبدِ رحمن بِلال * كه : « زنده چرا ماندهاى « 1 » بدسگال ؟ سرآور به زودى برايشان زمان * كه حيف است زنده چنين بدگمان » نپذرفت از او عبدِ رحمن سَخُن * بِلال اندر اين جنگ افگند بُن ز اسلام چندى به يارىِّ او * به پيكار ايشان نهادند رُو تبه گشت علّىّ « 2 » در آوردگاه * جهان بر اميّه از اين شد سياه 3895 چنين گفت پس عبدِ رحمن به دو * چو گشتت پسر كشته بَر تاب رُو و گرنه ترا نيز اين جايگاه * كنندت چو علّىّ به زودى تباه ور ايمان « 3 » برانى كنون بر زبان * نيايد به جانت از اينها زيان » به دو گفت : « اگر اين سخن گفتمى * بدين جنگ و پيكار كى رفتمى » به پاسخ به دو گفت : « بگريز زود * مگر برنيايد ز جانِ تو دود » 3900 چنين گفت : « اگر بودمى اين توان * نگشتى اسير چو تو ناتوان » بكشتند اسلاميانش به جنگ * دلِ عبدِ رحمن از آن گشت تنگ كه بفگند درع و اسيرش نماند * بناچار از آن مرزِ فرُّخ براند پس آنگه سپه سربهسر بازگشت * به پيش پيامبر از آن طَرْفِ دشت بسى كشته دشمن ، بسى تاخته * بسى را اسيران خود ساخته « 4 » 3905 ز كفّار هفتاد و دو كشته بود * هميدون اسيرانشان گشته بود غلامان و شاگرد اندر شمار * نبُد عادت آوردن آن روزگار ز اسلام بُد چارده تن تباه * در اين جنگ بر دست كافر سپاه چو اسلام را داد نُصرت خدا * به سجده درآورد سر مصطفى به شكرانه نزديك يزدانِ پاك * بماليد فرّخ رخ خود به خاك
--> - ابو رويحهء خثعمى برادرى اختيار كرده است . بههرحال يحتمل كه حمامه نام مادر بلال باشد و ازاينرو بلال حمامه خوانده شده است . ( 1 ) ( ب 3890 ) . ماندهاى - گذاشتهاى . ( 2 ) ( ب 3894 ) . در اصل : كشت عدى . نك . به زيرنويس ب 3881 ؛ همچنين ب 3896 . ( 3 ) ( ب 3897 ) . در اصل : وز ايمان . ( 4 ) ( ب 3904 ) . در اصل : اسيران خو ساخته .